السيد الخميني

185

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

به گرفتاريهايى كه ملت ما از دست اجانب و از دست داخليها داشتند يك كلمه بنويسد ؟ كدام مطبوعات ما آزاد بودند ؟ كجا راديو - تلويزيون آزاد بود ؟ و مردم ، جوانها ، دانشگاهيها ، و طُلّاب علوم دينى ، كجا آزاد بودند ؟ در اين پنجاه سال ، كه من شاهد قضايا بودم ، آزادى واقعىِ مفيد براى جامعه مسلوب بود . هيچ نداشتيم ؛ يعنى زنها آزاد نبودند كه راجع به مسائل جامعه فعاليت بكنند ، يا حرف بزنند راجع به گرفتاريهاى ملت . راجع به گرفتاريهاى ملت به دست شرق و غرب هيچ آزادى نبود . راجع به گرفتارى اين ملت از دست دولتهاى دست نشانده يك كلمه آزاد نبودند كه صحبت كنند . پس ما سه قطعه از زمان را ، كه خيلى از آن را ، بعضى از آن را شما [ مىدانيد ] و همه‌اش را در تاريخ ثبت شده و مىشود . اين صد سال اخير سه قطعه دارد . از اول ، صد سال تا زمان مشروطه . و بعد از مشروطه تا زمان محمد رضا خان يك قطعه حساب بكنيد ؛ و وضع آن وقت و آزادى زنها در آن وقت و آزادى مردم در آن وقت . با اينكه آن وقت هم حكومتش فاسد بود ، آن را حساب كنيد . يك قطعه هم از بعد از رفتن اين رژيم ، يا در حال شكست اين رژيم كه ديگر نمىتوانست كارى بكند ، تا حالا هم يك قطعه حساب بكنيد . يك قطعه هم در زمان رژيم ؛ از زمانى كه رضا خان كودتا كرد ، تا زمانى كه رژيم از بين رفت ؛ قدرتش از بين رفت . اين سه حال را ما ملاحظه مىكنيم ؛ و عَرضه مىكنيم به اينهايى كه حالا هم براى اين رژيم يا نظير آن رژيم اشك مىريزند و با اسم « آزادى » و با اسم « دمكراسى » معارضه با اسلام و مسلمين مىكنند . ما عَرضه مىكنيم اين سه قطعه از زمان را . با اينكه قطعهء سابقش هم ، كه در زمان قاجاريه بود و آنها ، آن وقت هم مَرضىّ اسلام نبود ؛ لكن آن وقت قدرت مسلمين زيادتر بود ؛ و حكومتْ آن قدرت و غلبه را بر روحانيين و اسلام نداشت ؛ ضعيف بود قدرتش در مقابل روحانيون و در مقابل ملت . با آن زمانى كه رضا خان آمد و قدرت به او دادند و قدرت پيدا كرد و سركوب كرد هم روحانيون و هم ساير ملت را ؛ تا وقتى كه اين آدم رو به ضعف رفت . زمان قدرت اين را با قدرت او ، تا آن وقتى كه اين رفت رو به ضعف و رو به شكست . اين هم يك قطعه‌اى از زمان . قطعهء سومش از بعد از شكست اين و رو به شكست رفتن اين تا حالا . ما حساب